| عنوان | پاسخ | بازديد | توسط |
بــــاز آمــده زمــســــتان اين فصــل سردِ سرسخت
زنـــــبـورك بيــــــچــــاره يـــخ زد روي بـــند رخــــت
گنجشـــك بــرخود لرزيـد تــا ننـــه ســرمــا را ديــــد
دســت سرد زمــسـتـان تــــمــــام گلـــها را چـــيـد
ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب عمومی
آی بازی بازی بازی
دارم میرم به بازی
بازی قایم موشک
با پیشی ناز کوچک
چشم میذارم همیشه
تا پیشی قایم بشه
ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب عمومی
مادر بزرگ وقتی اومد خسته بود
چارقدش رو دور سرش بسته بود
صدای کفشش که اومد دویدم
دور گلای دامنش پریدم
بوسه زدم روی لپاش
تموم شدن خستگی هاش
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی

پر میزنه آهسته
پراشو وا میكنه
از بچه ها میترسه
نترس نترس من هستم
من مادر تو هستم
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی

خروسه میگه قوقولی قوقو
سلاملکم آقا کوچولو.
افتاده تو حوض یه دونه هلو
هلو هلو برو تو گلو.
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی
گنجيشکه مي گه جيک و جيک و جيک
خنده مي کنه بچه کوچيک
مرغه مي خونه قد، قدا، قدا
مهربون باشيد اي کوچولوها
کفتره مي گه بق، بقو، بقو
کوچولوي من دروغه لولو
کلاغه مي گه قار و قار و قار
دستاتو بشور موقع ناهار
پيشيه مي گه ميو ميو
دنبال توپت مثل من بدو
خروسه مي گه قوقولي قوقو
فردا صبح زود پاشو کوچولو
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی

صبح شده آفتاب اومده ..................... من تازه از خواب پاشدم
وای جواب مامان جونو ...................... ای خدا چی بدم
اول جامو جمع میکنم ..................... بعد چائی رو دم میکنم
حاضر میشم برای ورزش ................. ورزشهای ساده و نرمش
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی


یه روز یه آقا خرگوشه
رفت پیش یک بچه موشه
موشه دوید تو سوراخ
خرگوشه گفت: آخ
وایسا جونم کارت دارم
من خرگوش بی ازارم
کاریت ندارم
از سوراخت بیا بیرون
نمیخوای مهمون
مادر موشه عاقل بود
زنی باهوش و کامل بود
نگاهی کرد به خرگوش
گفت به بچه موش:
نترس جونم اون مهمونه
خیلی خوب و مهربونه
زود برو به اون سلام کن
بیارش خونه
لینک ثابت
موضوع : مطالب عمومی

